ممنون از همه که لطف نمودید آره حدس همتون درست بود. از همه شما که اینقدر مهربون هستید یکدنیا تشکر می کنم.

ااینجا هانا شلوار تازه وندا رو پوشیده. در ضمن ببخشید ولی تا آخر تابستون باید وندا رو با این لباسش تحمل کنید چون مثل سال گذشته گیر داده بهش و من نمی دونم چیکار کنم.

وقتی فرشته ها راهشونو گم می کنن
سری به خونه ما میزنن.

تا آمدن دوباره دوستون داریم یه عالمه.
لينك | نوشته شده در شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 0:7 توسط مامان گلها (گلناز) |وندا
ریشه اردو داره که نوعی از ارکیده است که در منطقه هیمالیا می روید.
معنی فارسی: در زبان پهلوی بمعنای آرزو و خواسته حتی فعل وندیدن بمعنای خواستن هم وجود داشته یه جورهایی هم خدا وندا ربطی به این قضیه داره.
هانا
در اکثر زبانها هست و هرجا معنی می ده. ولی در ایران اسمی کردیست و بمعنی امید می باشد. البته ما کرد نیستیم ولی این اسم رو خیلی دوست دارم.
حالا حالــــــــا حالـــــــــــــــــــــــــا
هر کی تونست بگه کی به کیه یعنی کدوم وندا کدوم هاناست؟

شرکت در مسابقه فقط مختص افراد غیر فامیل است.
لينك | نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387ساعت 0:2 توسط مامان گلها (گلناز) |دیروز جمعه بعد از ظهر دعوت شدیم خونه خاله فرح جون جونی برای خوردن توت سفید. اینجا حیاط خونه خودمونه که وندا خودش حاضر شده و تقریبا برای اولین بار بدون اینکه من بفهمم خودش لباس انتخاب کرد و حاضر شد. خدا را صد هزار بار شکر که کم کم داره تصمیم گیری و اجرا را خودش به عهده میگیره.




وای !!!!!!!!!!!!! این نیکی ماست. دختر مهدیه جون و نوه خاله فرح. اینقدر نمک داره. اینقدر خوشمزه است.



خاله فرح عزیزم خیلی زحمت دادیم واقعا خوش گذشت. دوستون داریم یه عالمه هرچی بگیم بازم کمه




تا دفعه بعد ما رو اینجوری تصور کنید تا بیام.
لينك | نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387ساعت 1:35 توسط مامان گلها (گلناز) |وندا متولد: ۲۹/۴/۸۲

البته ببخشيد اون كه دستشه چوب خشك نيست يه ستاره بالاش بود كه در اثر ورجه وورجه هاش كنده شده. اگه بدونين چطوري اين عكس از بين ۵۰ تا عكس و زحمت ۴ نفر آدم در اومده؟
لينك | نوشته شده در دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 16:40 توسط مامان گلها (گلناز) |اونموقع كه تب يانگوم داغ داغ بود.

و يك ظهر داغ تابستون و يك آب تني



با پسر عموي خوبم فريد خان

روزتون مبارک .
وقتشه مامان گلی مهربون وبابا گلی طلا مونو به اونهایی که نمی شناسند معرفی کنم. اونها مامان و بابای من یعنی مادر بزرگ و پدر بزرگ هانا و وندا هستند. مامان گلی ۳۰ ساله که معلم کلاس اوله و معلم هر سه بچه خودش و کلی بچه های دیگه بوده. مامان گلی روزتون بازم مبارک خسته نباشید.

همینجا روز معلم رو به همه معلمهای خودم و فامیل تبریک می گم البته تا جایی که یادم باشه اسمهاشونو می گم. مامان گلی جون- خاله مینای عزیز و نازنین - خاله فرح شیطون و مهربون- مهدیه جون- خاله مینو- زن دایی محمد- رحیمه جون مامان علی و متین- عمه سعیده- عمه اکرم گل و مهربون- خانوم بزرگی گل - عمه الفت خودم- و اگه کسی رو یادم رفت خودشون به بزرگی خودشون ببخشند. و الهی صد سال زنده باشن.
![]()


بعد رفتم تو خونه کمی شیطونی کردم و این کار جدید که از بعد از ظهری باهاش حال می کردم رو انجام دادم آخه خیلیها با این کار خوش بودن ...( توجه به لبها )

و اینطوری ...

این چند ساعت بعد نیست ها فقط چند دقیقه بعدش ...

اینم از وندای خواب زده و التماس شبانگاهی که بیام اتاق شما؟؟؟

اینم خاله لی یا همون خاله الناز- الناز خاله - خاله الی (که خیلی بدش می آد)- لی لو - لی نا - لو نا - لوله و ... اسامی متعدد دیگه مثل
مو قشنگ صنعتی شریف چرا؟
چون فکر میکنه خیلی موهاش قشنگه و خیلی بهشون می رسه . البته فکرش درسته چون موهاش واقعا قشنگه. خاله الی گلی خدا کنه زودتر امتحاناتو بدی. بیای
وندا
هانا
لينك | نوشته شده در دوشنبه نهم اردیبهشت 1387ساعت 15:39 توسط مامان گلها (گلناز) |

اینم اونروز که در تعطیلات عید مهمون خاله مینو و عمو سعید بودیم. دستتون درد نکنه خیلی خوش گذشت.
فرید جون وندا و هانا در اتاق آقا فرید

اینم سیزده بدر که شیرجه زدیم تو استخر

بعد از آب بازی

لينك | نوشته شده در دوشنبه نهم اردیبهشت 1387ساعت 12:25 توسط مامان گلها (گلناز) |
سرهنگه داشته امتحان رانندگي ميگرفته. از غضنفر ميپرسه: اگه يه نفر وسط خيابون بود، بوق ميزني يا چراغ؟ غضنفر ميگه: برف پاك كن جناب سرهنگ! سرهنگه كف ميكنه ميپرسه: يعني چي؟ غضنفر ميگه: جناب سرهنگ، يعني يا برو اين طرف يا برو اون طرف
هانا فرشته کوچولو در روز اول سال ۸۷
البته لوازم فرشته شدن عیدی خاله الناز موقشنگ بود.

اولین سال تحویل در منزل بابابزرگ مشهد- ۱۳۸۷ 

خاله الناز بعد از این عکسهای من شدیدا حسودیش کرد و موهاشو آناناسی کوتاه کرد۵۰ مدل کرم و چسب مو هم خرید ولی کو تا مث من بشه. البته خاله النازه دیگه... موقشنگ صنعتی شریف.

لينك | نوشته شده در شنبه هفتم اردیبهشت 1387ساعت 23:29 توسط مامان گلها (گلناز) |
در اندیشه یک شیطنت جدید و غافلگیر کننده ام....

موفقیت آمیز بود هورا هورا




و این اولین تجربه غلتیدن نصفه نیمه هانا بود به روایت تصویر ![]()
البته یک نکته کوچولو در عکسها وجود داره که هرکی اول فهمید جایزه داره .
جایزه اش هم یک بوس مخصوص هاناست که تازگیها انجام می ده.
دهانی که تا حد امکان باز و آب دهان سرازیر شده با سرعت به صورت اصابت می کنه.

وندا در میان گلهای رز حیاط خونه

وندای شاد و بازیگوش


و بعد حاضر شیم بریم بیرون

![]()

دو خواهرون

لينك | نوشته شده در دوشنبه دوم اردیبهشت 1387ساعت 21:38 توسط مامان گلها (گلناز) |

خوشحالی وندا از دیدن شما.



