


بخشی از دلتنگی وندا برای خاله الناز که یکهفته است رفته تبریز برای مسابقات شطرنج و دلمون براش تنگ شده جاشم خیلی خالیه. این عکسهارو هم گذاشتم تا از دلتنگی در بیاد داغ داغه مال همین ظهر جمعه است که از نهار برگشتیم و تو خیاط این خونه جدیده گرفتیم.
لينك | نوشته شده در شنبه بیست و ششم مرداد 1387ساعت 0:48 توسط مامان گلها (گلناز) |
سلام
۳ روز بود که تلفن منطقه ما قطع بود انگار ۳۰ روز گذشت. راستی بی تلفنی رو میشه تحمل کرد ولی بی نتی رو نه!
وندا همچنان کلاس اسکیت میره و حکم ل ول ۱ ببخشید که بلد نیستم انگلیسی تایپ کنم شما درستشو بخونید لطفا. رو گرفته میخواستم عکسشو بذارم ولی متاسفانه کارتهای حافظه دوربینم به طرز مشکوکی همشون خراب شدن. میشه؟؟
هانا همچنان بی دندونه ولی حسابی بلا و خوردنی شده دست زدن و رقص رو شروع کرده.
چند روز پیش داشتم برا وندا المپیک را توضیح میدادم و سعی میکردم ساده بگم تا متوجه همه چیز بشه. که: یک دوره ورزشی هستش که هر ۴ سال یکبار در یک کشور مشخص انجام میشه و هر دوره پرچم و آرم و عروسک مخصوص به خود داره و ...
وسط حرفم پریده و میگه منظورت اینه که یک چیزی مث جام ملتهای اروپاست دیگه.![]()
هفته پیش هم که ولیمه مکه مهدیه جون و تولد نیکی گوگول بلا بود و عکسهاشون رو در ادامه می بینید.البته من بدلیل خرابی دوربین که گفتم فقط همین عکسها رو دارم که اونم با موبایل خاله الناز موقشنگ کودک آزار گرفته شده و بی کیفیته.


لينك | نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387ساعت 15:12 توسط مامان گلها (گلناز) |
اینم از آقا فرید گل

و ما سه تا

فرید جون با شما بودن خیلی خوب بود و خوش گذشت بازم بیاید
منتظریم.![]()

بعله ایشون که در عکس مشاهده میکنید شخص خاله الناز موقشنگ هستند. که مثلا در تولد وندا احساسات برشون زیادی غالب شده یا واقعا نیت دیگه ای داشتن.
توجه به حالت دستهاش و گردن وندا بکنید.
البته که از حق نگذریم شوخی کردم ازش ممنونم. همچنین از مامان بزرگ نازنین که اینهمه راهو از مشهد اومدن و خاله زری مهربون و طلیعه جون و مریم گل و آقای علیرضا خان که زحمت کشیدن و خوشحالمون کردن. همینطور از کادوی عمه ها ممنون.
راستی الان ما مهمون داریم عمو سعید و خاله مینو و فرید گل گله اومدن چند تا عکس حتما تو پست بعدی از این پسر عمو خوش تیپ وندا براتون می ذارم.
لينك | نوشته شده در سه شنبه هشتم مرداد 1387ساعت 12:11 توسط مامان گلها (گلناز) |










هانا کولوچو و اولین نشستنها

اینم یه بوس هانایی تقدیم به همه شما خوبان
امیدوارم جبران اینهمه مدت تنبلی رو کرده باشم. تا بعد خدا حافظ
لينك | نوشته شده در سه شنبه هشتم مرداد 1387ساعت 11:39 توسط مامان گلها (گلناز) |
اومدم بگم ما همه خوبیم علت نیومدن هم کمبود وقتم بوده که بزودی با عکسهای تازه که اومدم می گم چی بود که نشد . ببخشید منو.![]()
![]()
![]()


