تبليغاتX
html> گلهای گلدون
گلهای گلدون
روزنگاری برای گلهام
برفی جون بدو. نیکی و پرسش!؟!؟
من یک ضرب المثل شنیدم که میگه : به تعداد آدمهای چاق راههای رسیدن به لاغری وجود داره.

به نظرتون تکراری بود؟ نه ه ه ه !!!

حالا من یک راهی پیدا میکنم دیگه..

 هانا

برفی جان من آدرس می خوام چون آدرس وب نذاشته بودی اجبارا پست گذاشتم که حتما و زود ببینی. یعنی می شه ای خدا ....

راستی حتما آدرس وب بده تا خودم باهات تماس بگیرم.

البته اینم بگم من چاق هم خیلی نیستم یعنی الان ۶۰ کیلو هستم قدم هم دقیق متوسط!

ولی مشکل موضعی دارم .  

لينك | نوشته شده در دوشنبه سی ام دی 1387ساعت 1:45 توسط مامان گلها (گلناز) |
کیدز سیتی

دوستان عزیز که پرسیدید.

این فروشگاه کیدز سیتی طبقه سوم گلستانه. درست از آسانسور بیاید بیرون می بینید شاید هم شما خوشتون نیاد ها چون لباسهاش فقط تو مایه های مشکی و خاکستری و تیره هست بیشتر یعنی همین هایی که الان بیشتر برای بچه ها می آرن. به هر حال من هر بار رفتم دیدم که قبلا همون جنسها رو از جاهای دیگه گرونتر خریدم. تازه غیر حراجش.

چه حال دادم من به این کیدز سیتی!!

موفق باشید .

لينك | نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم دی 1387ساعت 13:18 توسط مامان گلها (گلناز) |
از گشنگی و بیخوابی پست نوشتن همین می شه ...
بازم سلام

برای هانا دنبال لباس خاصی می گردم خیلی خاص هم نه ها یک بلوز که طرح داشته باشه جلوش نه ها!! همه جاش. صورتی اصلا نباشه. سفیدم نباشه . کرم که نگو. ترجیحا راه راه ولی ریز  و خلاصه هزار شرط همین الان ۴ تا نپوشیده با همین مشخصات تو کمدشه چرا ویرم گرفته . نمی دونم.

هفته پیش جاتون خالی به همین نیت رفتیم کیدز سیتی که اس ام اس داده بود حراجشه چقدر خوب بود. از ۲۰ تا ۵۰ درصد کاپشن ۴۵ تومنی هانا رسیده بود ۲۵ تومن. لباسهای دیگه هم خاک بر سر تر. دو تابرای وندی گرفتم تا برای عید بپوشه یکیشو افتتاح کرد. تا چند تا لباس تگ دار تو کمدشون نباشه انگار استرس شب امتحان داشته باشم...

خودمو ول کردم بیاید نصیحتم کنید ترو خدا یعنی نشستم به امید مزون یکی از دوستهام که اونم گفت تا عید خبری نیست بذار افتتاح شه. راستی کسی رژیم لاغری آسون یا دستگاهی- کاری - مرگ موشی چیزی میشناسه برای کوچک کردن شکم.

خدا بگم چیکارت نکنه مامان ستاره از روزی که دیدمت آب هم می خورم میگم کوفتم بشه. از حسودی دق نکنم خوبه .

در مورد روشهای آسون یک چیزی مثل اینکه بخوابی بیداری شی همه چربیها پریده باشه کسی چیزی میدونه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

در مورد دستگاههای شبیه ساز ورزش چی؟؟؟؟

در مورد لیزر لیپولیز چی؟؟؟؟؟؟؟؟

در مورد دراز و نشست و ایروبیک ننویسید که آلرژی دارم تو بگو به گاوه تو اسپانیا پارچه قرمز نشون بدی. همون کارو میکنم.

در مورد سرکه سیب و خواصش نگید که مامانم کشف کرده دو تا از همکاراش که باربی شدن و بعدش سرطان گرفتن از سرکه سیب بوده. پتنت مامانم چاپ شده ها!!!!!!!!!

لاصه کمک کنید من مدتی هست نهار نخوردم شام یادم رفته بجز یکی دو لقمه کوچولو اگه ضعف کرده باشم هیچی نخوردم.

فروش کارخونه شیرین عسل به نصف رسیده تو اخبار گفت. بیترشو من ترک کردم واسه همون.

فقط شیر می خورم. تا جلو ضعفم گرفته بشه. چشام ضعیف شده. سرم گیج میره اوضاع غددی مختل شده.

مردم از بس تو این پاییز و زمستون هویج و کلم خریدم. وهی فیبر الکی ریختم تو کارد خورده.

دکترم اجازه عمل نمی ده بخاطر هانی که خیلی بمن وابسته است. همسرم میگه من کلی زحمت کشیدم آوردم خوردی این شدی حیف نکرده باز هوار هوارپول بدم بری برداری اصلا من اینطوری دوست دارم. ولی من دیدم که زیر لب یک چیزهایی میگه وقتی کنترل ماهپاره دستشه.

تو وصیتنامه ام برا موقعی که رفتم برای عمل هم گفتم انگیزه ام از اینکار چی بوده و خونم گردن کی خواهد افتاد.

خلاصه الان این موقع شب که اومدم اینها رو دارم می نویسم برای اینه که شبها هم نمیتونم خوب بخوابم یا خوابم نمی بره اگرم ببره یهو می پرم. صدای خرزو خانو میشنوم که میگه برو از تو کابینت اون بادوم زمینیهارو بردار با یک لیوان آب میوه و اون چیز کیک هایی که گفتی وندا هوس کرده باباش خرید نصفشو تو چیلر قایم کردی بیار بخور .

برم روح مرده رو بیشتر از این منتظر نذارم معصیت داره.....

لينك | نوشته شده در شنبه بیست و هشتم دی 1387ساعت 1:46 توسط مامان گلها (گلناز) |
برای باز نشد عکسها

دوستان عزیز سلام

واقعا نمی دونم چرا عکسها براتون باز نمیشه. اینکارهارو کردین؟ شماره تماستونو عوض کنید. روی عکس ضربدر خورده رایت کلیک کرده و شو پیکچر رو انتخاب کنید. و دست آخر بازم رایت کلیک کرده و از تو پراپرتیز آدرس اینترنتیشو کپی کرده و بعد تو یک صفحه جدید بجای آدرس صفحه در بالا بزنید . دیگه اگه نشد حتما قسمت نبوده و به کم سعادتی خودتون ببخشید خودمون بذارید.

بازم خبرم کنید چون باید دیگه مهندسهاش نظر بدن . از والده وندا چه توقعاتی دارید!!!

راستی بلدم تو متن انگلیسی بنویسم ها ولی چون خیلی ایرونی ام اینجوری نوشتم. {اسمایلی خودتی}

لينك | نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387ساعت 22:48 توسط مامان گلها (گلناز) |
آدرس آتلیه
دوستان گل و مهربان سلام

وقتی پست قبلی رو می نوشتم فکر کردم چند نفری بیان و بگن تو احساس نداری یا ... اما دریغ از یک کامنت. در ادامه صحبتامون بگم من از دیدن اون بچه های بی گناه که دچار نقص عضو شدن بیشتر از همه دلم میسوزه چون اونها چوب حماقت پدرانشون رو میخورن. چرا باید اینقدر نادون باشن که کورکورانه بجنگن. عاقبت کلوخ انداختن هم سنگ است.

بگذریم از دو رویی های اعراب و اعلام عزای عمومی در زمان کشتن ص دام و دهن کجی همین فلسطینیهای مظلوم به ایرانیها و جدیدا هم که خیلی محترمانه در بیمارستان عریض و طویل بقیع ا... از پذیرش خون نا پاک ش ی ع ه امتناع کردن.

http://i41.tinypic.com/2hs671x.jpg

بگذرم از اینهمه نا زیبایی ها و دیگه هم از خودم حرف سیا۳۰ در نکنم بهتره. اینم تنوع:

                  هانا کفشدوزک

              خاله الناز موقشنگ . راستی راستی موقشنگ نیست؟

         ما

در مورد آتلیه پرسیده بودید : بله محیط اونجا با جاهایی که من تابحال دیدم فرق میکنه خانومها و آقای جوان و با حوصله ای بودند که تند تند فریمهای انتخابی تونو  که قبلا در کامپیوتر بهتون نشون دادن آماده می کنن و زود هم با بچه ها ارتباط برقرار می کنن. لباسهای مخصوص و کلاه و لوازم هم زیاده و متنوع و برای گرفتن عکس مطلوب واقعا انرژی میذارن طوری که ما خسته میشدیم ولی اونها نه . تا اینها در اومد . شرایط: باید حداقل ۱۰ فریم سفارش بدید طوریکه کوچکترین اش ۱۳ در ۱۸ قیمتش ۱۰ هزار تومانه البته میشه کوچکتر هم داد که اون مگنت داره برا روی یخچال و ... دونه ای ۲۵۰۰ از کارهای خیلی خوشگلش اینه که اگه بخواهید عکس رو روی کاغذ های متال- نقره ای -طلایی یا برنز چاپ میکنه که عکس تون فوق العاده قشنگ میشه ما یک دونه (خانواده ۴ نفری) نقره ای روی شاسی پهن یعنی ام دی اف دادیم اندازه ۳۰ در ۴۰ شد ۶۰ هزار تومان و  ۴ تا شاسی دیگه و کوچیکتر و یک آلبوم شامل همه عکسها که خودشون درست میکنن اونم ۳۷ هزار تومن  و چند تا هم مگنتی - خلاصه روی هم دویست و خرده ای دادیم. که این یادگاری ها رو داشته باشیم. البته برای دفعات بعد دیگه الزامی به ۱۰ فریم نیست و کمتر هم میشه .

حالا آدرس و شماره تلفن آتلیه کلیک: ۲۲۸۶۶۱۸۰ - ۲۲۸۸۱۸۲۳ شریعتی -نرسیده به خروجی همت ... بقیه اش یادم نیست ببخشید.

راستی میگم ممکنه نسل برگشت کنه منظورم اینه که دوباره میمون بشیم.

هانا

راستی اسم بچه اش رو من گذاشتم پرزیدنت  بهش می آد نه؟؟

                                                   زت زیاد


راستی خانوم لعبت نازنین که هیچ رقمه به داخلی ها راه نمیدین و راه رو بر نظرات هم بسته بودید اکیدا . خوشبختم از اظهار نظر جالبتون که خصوصی گذاشتین چشام اینطوری شد گفتم نکنه پیشگویید. نمیدونم چطوری شد اومدید وبم من خواستم نظر بذارم نشد شاید هم رسیده بلاخره دوست داریم بیشتر دوست باشیم.

لينك | نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم دی 1387ساعت 15:12 توسط مامان گلها (گلناز) |
همدردی با غزه !!!!!!!!!!!!!!!!
سلام به روی ماه همه

تعطیلات چطور بود؟ ما که امسال به لطف حضور تازه عروس دوماد بهمون خوش گذشت والا می دونید که...

بلاخره ما هم پلو قیمه خوردیم . یکی از دوستان هرسال می پزند ولی ما نمی ریم بگیریم امسال غذا خودش اومد. با این که ما گوشتی توش ندیدیم ولی اون مزه معروف رو داشت. خدا قبول کنه ولی دیدید هر سال این مراسمو چطوری با ورژن جدید اجرا میکنن؟ خیلی ابتکار میخواد. اگه جریان غزه نبود چی میشد. هرچند که تلوزیون ما عین این دوسه روز دعامون کرد که گذاشتیم یه شکم سیر بخوابه ولی یکبار که برای چند دقیقه روشنش کردم دیدم وای وای عین ۷ تا ۸ تا شون ....

چند روز پیش در حالیکه داشتم نهار مبوسطی رو بعد از چند روز رژیم بی فایده میزدم به بدن اخبار شروع کرد به جنازه نشوون دادن . ما هی مثل ساسا روز خواستگاری سرمون انداختیم پایین شیطون نذاشت یه ذره آوردیم بالا دیدیم نه الانه که همه غذا حروم بشه کل دستگاهها رو از تو کلید ۶ راهی خاموش کردیم و نهارمونو زدیم به بدن .

احتمالا اجداد من به تیمور یا اسکندر برسه من که همیشه گفتم من تو بیمارستان عوض شدم. من ازخانواده فوق العاده معروف خر پولی بودم. پرستاره خواسته اخاذی کنه. بابام پول رو نداده گفته بجه بچه است ولش کن.

اما جان کلام ما آدمها خودمون خیلی بیش از سرنوشت تو زندگیمون نقش داریم . وقتی یک مادر غزه ای ( غزهوی؟؟) رو میبینم فوقش ۳۰ ساله نوشته مادر دو شهید و میگه من ۴ تا بچهداشتم دو تاشونو دادم و راضیم آدم چی بگه . آخه خواهر من به چی راضی هستی چرا از بین اینهمه آدم دنیا فقط ما ها اومدیم که زجر بکشیم؟

هرکی جواب منو یک طوری بده که من قانع بشم  جایزه اش سفر رفت و برگشت به نوار غزه است اونم نامحدود چون ممکنه یکراست بره خود بهشت از این بهتر چی می خواهید؟

 

لينك | نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم دی 1387ساعت 0:11 توسط مامان گلها (گلناز) |
هاچ - آتلیه سری 2
اینها منو یاد هاچ می اندازن. یادش بخیر منکه هیچوقت نفهمیدم آخرش هاچ مامانشو پیدا کرد یا نه؟

الان این برام در زندگی یک سوال اساسی شده . لطفا منو در حل این معمای لاینحل یاری کنید. 

       vanda & hanna

        

 

لينك | نوشته شده در یکشنبه پانزدهم دی 1387ساعت 14:12 توسط مامان گلها (گلناز) |
بهره کشی از کودکان- سری 1 آتلیه
 

این منم . هانا موش سر آشپز. می بینین . چقدر من طفلکم باید آشپزی کنم.

                                       هانا موش سر آشپز

    

لباس میشورم این هوا خسته شدم به خدا...

                                     گل ما وندا

اما وندا خانوم چی؟ میشینه هر هر می خنده.

من شماره حمایت از کودکانو بلدم تو مهد خواهرم رو دیوار دیدم اینطوری بود         ۱۲۳     میشه یکی خبرشون کنه؟؟

لينك | نوشته شده در جمعه سیزدهم دی 1387ساعت 19:55 توسط مامان گلها (گلناز) |
دایی بهنام و سمیرا جون می آیند

تو قبلی گفتم بی حوصله ام اتفاق هیجان انگیز ندارم و ... به ساعت نکشید ستاره جون و مامان گلشو بطور اتفاقی دیدیم. خیلی چسبید. فکر کنید آدمهایی که مدتها بود قرارهاشون به فردا و بعدا موکول می شد. خدا خودش جور کرد تو تهران به این بزرگی...

و شب دایی بهنام تماس گرفت و بلاخره اصرارهای من کارساز شد و برای تعطیلات هفته آینده ما مهماندار این تازه عروس و دامادمون هستیم. خدا جونم چه کیفی داره یاد مامانم می افتم که زن داداشش می اومد خونمون. مگه من چند سالمه که شدم خواهر شوهر بزرگه وا... خلاصه هفته دیگه خواهرها و برادر دور هم جمع خواهیم شد. مامان گلی و بابا گلی جاتون خالی خواهد بود.

از الان دلم برای سمیرا جونم میسوزه که داره  اولین مسافرتش رو می آد بیش خواهر شوهرها.... بمیرم.

دختر....

قول می دم نذارم بد بگذره. آخه سمیرا جونی خیلی دختر خوبیه یادتونه گفتم باید راجع بهش بنویسم . حالا یک کمی میگم. دقیقا همون دانشگاهی که من بودم درس خونده. هم رشته من و خاله النازه . مامانم میگه من اینهمه شیمیست می خواستم چیکار؟؟

مادر شوهره دیگه ایراد دیگه نتونست بگیره. دلیل آورد. شوخی کردم...

مربی درجه  یک شنا و ناجی  و اصلا ... همه فن حریفه.

گله.

نقاشی اش حرف نداره . ازون نقاشی های خوشگلی که همه دوست داریم میکشه..

الانم دانشجو اشتباه نگم انیمیشنه (آخه من فضولی نکردم). نقاشی هم درس میده.

تصویرگر کتاب کودک هم هست.

ماه آسمونه

دختر یکی یه دونه و تکستاره خونشونه.

مهربون و بی شیله بیله است.

دوسش دارم.

حوصلتون سرنره. خیلی خوبیها داره که بقیه اش رو بعدا میگم.

خلاصه به کسی نگید  داداشه شانس آورده در حد بوندس لیگا

ما هم ایضا.

                                                       منتظرشونم و منتطر خبرهای خوش دیگه.

 

لينك | نوشته شده در سه شنبه دهم دی 1387ساعت 1:41 توسط مامان گلها (گلناز) |
عنوان نداره حوصله ام سر رفته- ولی ....

روزها میگذره ... بدون هیچ موضوع هیجان آوری.

آی از زمستون بدم می آد. دلم شبهای پر از گردش تابستونو میخواد. لاقل برفم نمی آد. دلم میخواد زندگی بعدیم جایی باشم اصلا زمستون نداشته باشه. از پذیرفتن اقامت کشورهای فقیر آفریقایی معذورم.

 

وندا در ۲ سالگیشه


حالا من هی بگم سرما بده شما بگید نه!!!

دعا کنیم خبرهای خوب برسه برای همه .


بعدا نوشت: جالبه! ساعتی از نوشتن این متن نگذشته بود که خدای مهربونم بدادم رسید. رفته بودیم بیرون تو یک مرکز خرید بودیم میخواستیم از طبقه ای به طبقه دیگر برویم وقتی درب آسانسور باز شد یک دختر خانوم ناز و دوست داشتنی بهمراه مامان ماهش منو شوکه کردن و همانا آنها کسانی نبودند جز ستاره نفس شخصیتی که به تازگی در دنیای وبلاگ (معروف بوده) معروفتر شده از بس هول شدیم نشد امضا بگیریم ولی انقدر خوشحال شدم که همه بی حوصلگیم رفت و الان شارژ شارژم خواستین انرژی اضافه هست بدم خدمتتنون. ستاره جون و مامانش دوستون داریم و برای دیدار سر حوصله بی طاقت.

لينك | نوشته شده در یکشنبه هشتم دی 1387ساعت 16:51 توسط مامان گلها (گلناز) |
نبودیم - کریسمس - یلدا

سلام و صد سلام کاملی دو شبه بیمارستانه. خواستم خودم خوبش کنم ها کاری هم نداشت ولی دیدم هانا همه سی دی هامو برداشته کشیده رو سرامیک و همه مرحوم شدن. خلاصه که الان باز منم و یک خاله الناز موقشنگ. امروز بعد از ظهر تو باشگاه انقلاب کریسمس پارتی داشتند جای همه بچه ها خالی خوب بود و بهشون خوش گذشت.من آخر برنامه رفتم تو زمین وقتی بابانوئل بهم سلام کرد واقعا ترسیدم. من که نشناختمشون ولی یکی از مربیها گفت: آقای --- از تیم هاکی هستن. بابا نوئل ندیده بودیم که دیدیم اونم از نوع اسکیت بازش که منو یاد هاگرید هری پاتر می انداخت اینقده گنده بود لباسهاش هم براش تنگ و کوچیک بود. عکسم گرفتیم ولی چون ممنوع بود و فضا هم تاریک زیاد خوب

نیست.

شب یلدا هم خوب بود و بهمون خوش گذشت. مهماندار ما هم وندا جونم بود.

بقول خاله مو قشنگ: می بینم که درخت کاج و سورتمه هم جزو ادوات شب یلدا شده...


این عکسها مربوط به چهارشنبه است و خیابان نادرشاه ...

                                              خداحافظ تا آپدیت بعدی

لينك | نوشته شده در پنجشنبه پنجم دی 1387ساعت 1:58 توسط مامان گلها (گلناز) |
دیگه بردمش کلینیک
دوستان گل

مهربانان این ذغالی درست بشه می آم  و جواب همه کامنتهای بینهایت مهرآمیزتون را می دم. این وضعش رو براه نیست ۵ دقیقه با سرعت کم می آم تو نت قطع می شه . داره شکنجه ام می ده فکر کنم. بزودی می آم. چقدر دلتنگتونم.

لينك | نوشته شده در سه شنبه سوم دی 1387ساعت 0:15 توسط مامان گلها (گلناز) |
Copyright By vandahanna - This Template Designed By HOTWEBS