تبليغاتX
html> گلهای گلدون
گلهای گلدون
روزنگاری برای گلهام
دیروز رفتیم ها...
 


اینم یک عکس از نون خامه ای یا خامه برای گوش مروارید جان. اختصاصی 

                              هانا خامه

لينك | نوشته شده در شنبه بیست و هفتم تیر 1388ساعت 19:58 توسط مامان گلها (گلناز) |
تولد وندا

سلام

دوستهای بسیار مهربون که یاد ما هستید و پیشاپیش تولد وندا رو تبریک گفتید و پرسیده بودید که قراره چکار کنیم؟

۱- راستش اگه آنتالیا بطلبه دوست دارم اونجا باشیم و کنار دریا...

۲- اگه تعداد ۱۰ بچه که قول بدن حتما با مامانشون بیان کیدز کلاب باشگاه انقلاب اونجا میگیریم....

۳- ولی چون دلم میخواد دوستها دور هم جمع بشیم میخوام همه رو بگم خونه و یک جمع تین ایجری مثل خودم بزنیم و .. بترکونیم و این وسط یکی دوتا بچه هم ای.... ولی چون الان زیاد دل و دماغ نیست و با وجود همسایه هایی که همه جشنهاشونو کنسل کردن و هفته هاست صدای موزیک و جشن از خونه ای نیومده خودم هم دل ندارم اینکار حتما کنسله...

۴- سه شنبه خودش تولد امیر پویا یکی از همکلاسیهای مهدش دعوته و میخواد بره. میتونم اینکارو بکنم که دوستهای مهدش رو که یکماهی هم ندیده بگم ....

۵- از اونجایی که دلم میخواد پدرش هم باشه و تولد مختلط هم اگه موزیک و دنس درست حسابی نداشته باشه میشه بحث ۳۰ آ ۳۰  اونم بی خیال ....

۶- میخوام فامیلو بگم اینم نه... تولد بچه نمیشه همه میخوان فقط با هم حرف بزنن....

۷- اوایل مرداد فرید جون پسر عموی وندا میاد میتونیم کمی دیرتر بگیریم عوضش اونها هم باشن...

۸- دلم میخواست کیکی بردارم بریم پیش یه عالمه بچه ... کاش یک قرار وبلاگی بذارم! هستین؟؟؟ میاین؟؟؟

۹- اما فعلا برنامه مون اینه که چون میخوام هم خاله الناز موقشنگ و هم باباش باشه بریم یک رستوران دنج کاملا خانوادگی که تا بحال دو بار مراسم سالگرد ازدواج و تولدشو اجرا کردیم و خواننده قدیمی و با حال و موزیک زنده و همه چیز داره و از عصر تا آخر شب میز مال ماست و تولد و جشنها یک کم اختصاصی میشه و رقص و ...

شما جای من بودید کدوم گزینه رو انتخاب میکردید؟

راستی یکی دیگه هم میشه:

۱۰- ما تابستونها دوره نهار خانومانه داریم که خانوادگیه و چون خاله های من هستن پدر وندا اسمشو گذاشته خاله بازی. میتونم اونطوری هم بگیرم.

    vanda

               vanda&skate

               vanda&skate

 اینم از تولد ...

خوب اینطور که معلومه و تا الان من فهمیدم سپنتا خوبه و شاتل دارم اقدام میکنم. بازم زود خدمت میرسم. بای


لينك | نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم تیر 1388ساعت 15:0 توسط مامان گلها (گلناز) |
جمعه و روزهای قبلش

هی میام آپ کنم نمیشه نه عکس دانلود میشه نه نوشته ها ثبت میشه.

.....

 نمیشه دیگه ولی دلم برا همه تون اندازه نخود شده. این پستم از هفته قبل هی یک خط نوشتم پریده این شده شما به بزرگی خوداتون ببخشید تا من اینهفته ای دی اس ال رو ردیف کنم. راستی از کدوم شرکت بگیرم بهتره. تند و زود آمار بدید. ممنونم.

جمعه پیش رفتیم دماوند. جاتون خالی .... به ما و بچه ها که ای... خوش گذشت. کلی آلبالوی نرسیده خوردیم. از دوغ آبعلی و کباب هم که نمیشد گذشت. خنده هامون از ته دل نیست و هر از چندی آه و ... اما ناچارا هستیم فعلا!

                 پیاز

                                         پیـــــــاز!! می خوام مشت بزنــــــــم!

                 

 راستی قرار وبلاگی هم خوب بود جای همه اونهایی که نیومدن خالی ...

                           اینو فعلا قبول کنید تا با دست پر برگردم .

                                           فدای همه گی .

لينك | نوشته شده در یکشنبه چهاردهم تیر 1388ساعت 23:31 توسط مامان گلها (گلناز) |
Copyright By vandahanna - This Template Designed By HOTWEBS